رویکرد روانکاوی درباره شخصیت

۲:۴۶ ب.ظ ۱۶/شهریور/۱۳۹۹

تا اینجا شخصیت را تعریف کردم و لزوم مطالعه‌ی آن را بررسی نمودم. سپس به اهمیت شناخت نظریه‌های مختلف و مهمی که درباره شخصیت وجود دارد پرداختم.
حال وقت آن است که درک ساده‌ای از نظریه‌های متفاوت و مختلفی پیدا کنیم تا بتوانیم وارد حوزه‌های دیگری از شخصیت بشویم.
افراد عادی و غیر متخصص هم نام فروید را حتماً شنیده‌اند. مطالعه‌ی منظم شخصیت درست در سال‌های آخر قرن نوزدهم، یعنی زمانی که فروید رویکرد خودش به نام روانکاوی را پایه‌گذاری کرد شروع شد و تا به امروز هم ادامه دارد.
می‌توان گفت نظام روانکاوی او، اولین نظریه‌ی رسمی شخصیت و تا به امروز شناخته‌شده‌ترین نظریه به حساب می‌آید.
این نظریه آنقدر اهمیت دارد که تمام نظریاتی که بعد از او پایه گذاری می‌شوند به دو دسته تقسیم می‌گردند:
۱٫نظریه‌هایی که در جهت گسترش و ارتقاء نظر فروید و نظام روانکاوی او به وجود می‌آیند.
۲٫نظریه‌هایی که در جهت مخالفت با نظریه‌ی فروید شکل می‌گیرند.
از فروید شروع می‌کنم و سعی‌ام بر این است که تا می‌توانم نظرات شخصیت را به زبانی ساده مطرح کنم. (این وبلاگ یک وبلاگ عمومی‌است و حالت تخصصی ندارد، منتها برای پرداختن به موضوع مهم شخصیت از پایه، دریافت و درک بعضی موضوعات و از جمله تئوریها ضرورت دارد.)
مطالعه‌ی زندگینامه‌های افرادی که در حوزه‌ی شخصیت نظریات مهمی را ارئه کرده‌اند اهمیت دارد. به این دلیل که دوران‌های رشدی آنها از کودکی،نوجوانی،جوانی،بزرگسالی،میانسالی و .. ونیز خانواده و محیط رشدشان، تجربه‌ها و خاطراتشان همه و همه در شکل دادن به نظریاتشان تأثیرگذار بوده است. پس قبل از وارد شده به نظریه، مطالعه‌ی کوتاه زندگینامه‌ی نظریه‌پردازان شخصیت می‌تواند ما را با دنیای نظریه‌پرداز و دغدغه‌های او آشنا کند.

زیگموند فروید و نظریه‌اش درباره‌ی شخصیت:

فروید و غریزه:
غرایز مهم‌ترین و بنیادی‌ترین مفهومی‌ است که در این نظریه به کار گرفته می‌شود. همه با اصطلاح غریزه آشنا هستیم. بخصوص وقتی درباره‌ی حیوانات حرف می‌زنیم و می‌گوییم حیوانات بر طبق غریزه‌شان رفتار می‌کنند.
غریزه در انسان شخصیت را تحریک می‌کند و به جلو می‌راند، یعنی هم باعث می‌شود رفتار در فرد ایجاد شود و هم رفتار جهت پیدا کند.
حال آنچه مهم است آن است که ببینیم اصلاً غریزه یعنی چه؟
ما دو نوع انرژی داریم.
۱٫انرژی جسمانی
۲٫انرژی ذهنی
حال به این مثال توجه کنید.
فرض کنید گرسنه‌اید. در شما نیازی برانگیخته می‌شود به اسم گرسنگی که این همان انرژی جسمی است.
این انرژی بدنی یا نیاز وقتی به ذهن می‌رود، تبدیل به میل می‌شود. یعنی نیاز بدنی در ذهن تبدیل به یک انرژی ذهنی به نام میل می‌شود.
حالاست که غریزه سر برمی‌آورد. یعنی میل در مقام غریزه فرد را وا می‌دارد تا به دنبال غذا برود.
پس غریزه: تبدیل کردن نیاز بدن است به یک میل در ذهن.
هدف غریزه: آنست که نیازهای بدنی را برآورده کند و تنش و برانگیختگی مثل گرسنگی را کاهش دهد.
همه‌ی انسان‌ها در تمام طول زندگی با این غرایز زندگی می‌کنند. آنها همیشه هستند و رفتار ما را برای ارضای نیاز شکل می‌دهند.
نکته‌ی بسیار مهم:
اگر چه هدف غریزه همیشه ثابت است و در جهت کاهش نیاز بدنی پیش می‌رود اما آنچه باعث تفاوت میان آدمیان می‌شود: افراد می‌توانند راههای متفاوتی را برای رسیدن به هدف انتخاب کنند.
مثال:
نیاز جنسی را در نظر بگیرید. افراد می‌توانند از راه‌های گوناگون این نیاز را برآورند: مثل همجنس گرایی، دگرجنس‌خواهی، خوگرایی‌جنسی، و…
نتیجه:
گر چه غرایز اصلی‌ترین منبع نیرو و انرژی است که انسان را به رفتار و حرکت وا می‌دارد، اما این نیرو و انرژی می‌تواند به راههای متنوعی جابجا شودو همین تنوع و راههای مختلف است که گوناگونی رفتار انسان را روشن می‌کند.
دسته‌بندی غرایز از نظر فروید:
۱٫غریزه‌ی زندگی
۲٫غریزه‌ی مرگ
غرایز زندگی
این غرایز در خدمت بقاء و دوام فرد هستند. جهت غرایز زندگی به سمت رشد و نمو است. مهم‌ترین غریزه‌ی زندگی در شخصیت، غریزه‌ی جنسی است. امور جنسی در نظر فروید به عنوان اولین نیروی انگیزشی آدمی در نظر گرفته می‌شود و به دو صورت نمایان می‌شوند:
۱٫پدیده‌ی جنسی که رفتارهای لذت‌بخش و تولید مثل را شامل می‌گردد.
۲٫شامل تمام انگیزه‌های مهرورزانه و دوستانه‌ای است که در واژه‌ی مبهم عشق خلاصه می‌شود.
غرایز مرگ یا ویرانگر:
آدمیان میل ناهشیاری به مردن دارند. اما از آنجا که این غرایز به طور خاموش و درونی عمل می‌کنند و مطالعه‌ی آنها سخت است، فروید این غرایز را توضیح نداده است.
فروید پرخاشگری را به عنوان جزء مهم و حیاتی غریزه‌ی مرگ معرفی می‌کندکه اهمیتی همپایه‌ با امور جنسی در غریزه‌ی زندگی دارد.
(سال‌های آخر عمر فروید که قرین با سرطان بود و نیز وحشتی که از مرگ پیدا کرده بود و خصومتی که نسبت به اطرافیان همکاران و شاگردانش در خود احساس می‌کرد همه در ایجاد نامگذاری غریزه‌ی مرگ و پرخاشگری مهم هستند. ولی این موضوع نه توسط خودش و نه پیروان بعد از او گسترش نیافت.)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز