عشق چیست؟

۳:۰۳ ب.ظ ۲۱/آبان/۱۳۹۹

کتاب عشق چیست اثر ویلیام گلاسر است. روانپزشکی که مؤسس رویکرد واقعیت درمانی است. کل محتوای کتاب در قالب پرسش و پاسخ درباره‌ی عشق بر اساس تئوری انتخاب می‌گذرد. پرسش و پاسخی که بین دکتر گلاسر و دختری به نام آنت است. آنت سه سال با مارک ارتباط عمیقی داشته است. هر دو هم‌خانه‌ی یکدیگر بودند. در واقع تمام ویژگی‌های یک زن و شوهر را داشتند. بعد از سه سال رابطه آنت خواستار جدی ازدواج شد. ولی مارک مدام اظهار می‌کرد من عاشقتم. اما به وقت بیشتری نیاز دارم.
همین امر آنت را بسیار نسبت به درک رابطه‌اش و اینکه واقعاً عشق چیست راغب کرد. او این را درک نمی‌کرد که مارک بگوید عاشقتم ولی برای ازدواج وقت می‌خواهم. وقت بیشتر و مدام وقت بیشتر.
وقتی آنت با دکتر گلاسر وارد گفتگو شد به نکات خیلی مهمی درباره‌ی عشق رسید و در آخر به یک نتیجه‌گیری .
و اما نکات مهم:
در روابط کنترلگرانه، عشق مدت زیادی دوام نخواهد داشت. پس عشق این است که دیگری را دوست بداریم، بدون آنکه سعی در کنترل او داشته باشیم.
مشاجره و مخالفت، عشق را نابود می‌کند.
در رابطه‌ی جنسی می‌توان بگو مگو را تحمل کرد، ولی در عشق نه.
عشق زمانی بیشتر می‌شود که بتوان مسائل را از دیدگاه دیگری دید.
کنترل، انتقاد، عیب‌جویی، شکایت و از همه بالاتر غرور و خودخواهی نشانه‌ی عشق نیست.
عشق بیان آزادانه ولی بانزاکت خواسته‌ها و احساسات است.
هفت عادت مخرب را نه تنها در رابطه بلکه در ارتباط با خود هم باید کنار گذاشت: انتقاد، سرزنش، شکایت، غرغر، تهدید، تنبیه و رشوه دادن برای رسیدن به خواسته‌ها.
پذیرفت این نکته که تنها کسی که می‌توانیم کنترل کنیم خودمان است.
مذاکره رفتاری است که می‌تواند جایگزین هفت عادت مخرب شود.
در رابطه‌ی مشترک، زمانی‌که نمی‌توان مذاکره کرد، تنها چیزی که می‌توان برای حل مشکلات به آن متوسل شد عشق است.
در واقع هورمون‌ها افراد را به یکدیگر نزدیک می‌کنند، اما لزوماً نمی‌توانند آنها را برای ابد کنار یکدیگر نگه دارند.
صداقت قسمتی از عشق است.
منشأ هوس کشش جنسی متقابل است.
خیلی از افراد بجای آنکه واقعاً عاشق طرف مورد نظرشان باشند، عاشق احساس دلدادگی هستند(آنها عاشق عاشق شدن‌اند)
فلسفه‌ی عاشق‌پیشگی به این معناست که فرد عاشق رؤیای عاشق شدن است. رؤیاست چون خودش واقعی‌ست ولی احساسش نسبت به طرف مقابل واقعی نیست.
عشق نیاز به دو فرد واقعی دارد که نسبت به هم احساسات واقعی داشته باشند.
عشق از مرحله‌ی عاشقِ عاشق شدن به عاشق یکدیگر شدن گذر می‌کند و به ازدواج، داشتن فرزند و عشق ورزیدن، در قالب خانواده، منجر می‌شود.
عشق حرکتی صعودی است که به نتیجه منجر می‌شود.
عشق هدفی دارد که همیشه به سوی آن حرکت می‌کند، اگر به مدت طولانی به حال خود باقی بماند، مثل آب راکد می‌گندد.
وقتی عشق به سر می‌رسد باید به ان خاتمه دهیم.
ما نیاز داریم عاشق خودمان باشیم، یعنی از خودمان مراقبت کنیم.
عشق رو به تکامل است.
عشق برای هدفی در ژن‌های ما تعبیه شده است.
عشق شامل این سه مورد نیست: هرگز کنترل نمی‌شود. آنی و زودگذر نیست. عاشقِ عاشق شدن هم نیست.
پذیرفتن یکدیگر به همان شکل که هستیم، مرحله‌ی دشوار عشق است.
و اما نتیجه‌گیری مهم:
در واقع عشق همان یک کلمه‌ی ساده یعنی تعهد است.
کلماتی مثل توجه، احترام، گوش سپردن، حمایت، اعتماد و بلاخره مذاکره مکمل ارتباط متعهدانه‌اند.
هر کسی از عشق صحبت می‌کند باید تعهد را هم بپذیرد.
بر اساس این تعریف زنان حق انتخاب خواهند داشت.
ازدواج شاهد عینی تعهد است.
در واقع عشق و تعهد نیروی مغناطیسی نامرئی‌اند که پیوند و با هم بودن را برای ما به ارمغان می‌آورند.
اگر هر دو فرد نسبت به ازدواج متعهد باشند، می‌توانند با پذیرفتن اینکه این ازدواج به من یا او تعلق ندارد، بلکه همیشه از آن هر دوی آن‌هاست، مشکلاتشان را حل کنند.
عشق و محبت چیزی فراتر از احساس و هیجان است و در واقع همان تعهد است که خیلی‌ها به خاطر ترسشان از آن طفره می‌روند.

برای آنکه ببینید چطور این کتاب به این نکات و نتایج قابل توجه‌اش انجامید بهتر است شرح وقایع موجود در آن را که بیشتر در قالب یک داستان و دیالوگ است بخوانید.
به نظر می‌رسد خواندن این کتاب برای کسانی‌که درگیر رابطه‌های عاشقانه‌اند یا در شرف ازدواج بسیار مؤثر بیفتد.
حتی به عقیده‌ی من در داستان‌نویسی نیز به کمک خواهد آمد. چون وقتی نویسنده در پی تدارک نوشتن یک داستان عاشقانه هم که باشد اول بهتر است درک مفهومی، واقع بینانه و صحیحی از مفهوم عشق داشته و سپس آن را بر اساس مقتضیات داستانش به کار ببرد و یا حتی به هم بریزد و از نو مفهوم جدیدی بسازد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز