مادام بوواری

۷:۲۱ ق.ظ ۲۹/آبان/۱۳۹۹

مادام بوواری یک رمان کلاسیک است. برای اولین‌بار با عنوان مادام بوواری در سایت مشاور فا آشنا شدم. البته از قبل می‌دانستم که گوستاو فلوبر کتابی با این عنوان دارد. در زمانی با این اسم آشنایی پیدا کردم که سعی داشتم آسیب‌شناسی‌های روانی که شامل اختلالات روانی است آشنا شوم. یکی از فصول مهم آسیب‌شناسی روانی اختلالات شخصیت است. موضوعی که بسیار مورد علاقه‌ام بوده و هست. در سایت مشاور فا فیلم مادام بوواری را به عنوان فیلمی که اختلال شخصیت مرزی را معرفی می‌کرد برای دانلود گذاشته شده بود. البته نمی‌دانم قصد فیلم صرفاً برای معرفی و شناساندن این اختلال بوده است یا خیر ولی در انجمن تحلیل فیلم‌های روانشناختی این فیلم با این عنوان رده‌بندی شده است. مادام بوواری که شخصیت اصلی داستان است نمود یک فردی در نظر گرفته شده بود که ویژگی‌های فردی که مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است را دارد. وقتی فیلم را دیدم با فیلتر ذهنی‌ام می‌خواند و کاملاً مجاب کننده بود. مادام بوواری را به عنوان یک فرد دارای اختلال شخصیت تحلیل کردم. پس از دیدن آن فیلم ویژگی‌های فردی که دارای اختلال شخصیت مرزی است در ذهنم نشست و درونی شد. سال‌ها بعد وقتی در مسیر نوشتن قرار گرفتم که مربوط به زمان حال است، به خاطر تمرین نوشتن داستان بلند، رمان مادام بوواری را بعنوان الگو انتخاب کردم. رمان را ا ز اول تا آخر خواندم. اتفاق جالبی افتاد. فیلتر ذهنی‌ام کنار رفت. و ابعاد دیگری به آنچه از قبل داشتم اضافه شد. اول از همه به این فکر کردم که قطع به یقین گوستاو فلوبر حتی روحش هم از این خبردار نبوده است که بخواهد شخصیت یک زن مرزی را به تصویر بکشد. حتماً که نیت چنین کاری را هم نداشته است. چه بسا که اصلاً با این اختلال هم آشنایی نداشته است. ولی فلوبر چنان زبردستی و توانایی ستودنی در بیان جزئیات روان و پرداخت ویژگی‌های ریز شخصیت اصلی بکار برده است که آدم را به حیرت وا می‌دارد. در واقع ناخواسته شخصیتی ارائه کرده است که خودش می‌تواند کلاس درس بزرگی باشد چه به لحاظ نویسندگی چه به لحاظ دقیق شدن در ویژگی‌های روانی نامتعارف شخصیت اصلی داستان.

لذا بعد از خواندن داستان متقاعد شده‌ام وقتی می‌خواهم درباره‌ی موضوعی نظر بدهیم و کم و کیفش را بسنجیم بسیار باید گوش به زنگ باشم و موضوع را تک بعدی نبینم. اگر پایم به مسیر نوشتن باز نشده بود شاید تنها به همان فیلم اقتباسی بسنده می‌کردم و رمان فلوبر را صرفاً رمانی برای معرفی شخصیت مرزی می‌دانستم. اما با دیدن واضح‌تر و خواندن عمیق‌تر می‌توانم دریافت  کنم که خیلی از ویژگیهای مادام بوواری با ویژگی‌های شخصیت‌های مرزی می‌خواند ولی همه‌اش این نیست. بلکه نوع نگاه نویسنده به شخصیت، موقعیت‌ها، جزئیات، و سردرگمی شخصیت برای دریافت سهمش از جهان و … این اثر را بعنوان اثر هنری ماندگار بدل کرده است.

به علاوه آنکه در کنار شخصیت اصلی شخصیت همسر بوواری و بخصوص سرانجام او که در رمان مشخص می‌شود ولی در فیلم به آن پرداخته نمی‌شود، خودش نمونه‌ی یک اختلال دیگر می‌تواند باشد البته اگر فقط از دید آسیب‌شناسی روانی بخواهم نگاه کنم. اما رمان به واقع چیزی ارائه می‌دهد که ابعادش به مراتب وسیعتر بوده و آدم را فقط و فقط به فیلتر ذهنی‌اش محدود نمی‌کند.

چیزی که بادیدن فیلم و خواندن رمان در ذهنم شکل گرفت این است که برای داشتن ذهن نقادانه خیلی مهم است که به دور از هر گونه تعصب بتوانم موضوع مورد نظر را واضح و با ابعادی چند جانبه و گسترده بسنجم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز