سیلیِ واقعیت

۲:۲۴ ب.ظ ۲۶/دی/۱۳۹۹

من به عنوان یک مشاور خانواده، اولین کتابی که در زمینه‌ی اکت یعنی رویکرد درمانی دکتر راس هریس خواندم، کتاب سیلی واقعیت بود.

بنیان‌گذار این رویکرد دکتر استیون هیز است.

از آنجا که من تا حدی یوگا کار کرده‌ام، می‌توانم بگویم خیلی از آموزه‌های این رویکرد برگرفته شده از آموزه‌های شرقی مثل ذن، بودیسم و… است.
در واقع وقتی کتاب را می‌خواندم خیلی از تمرین‌هایی که در خلال کتاب آورده شده بود، در کلاس یوگا کار کرده بودم. این نکته برای خودم بسیار جالب بود.

کتاب با داستان یک واقعیت تلخ از زندگی واقعی دکتر راس هریس(نویسنده‌ی کتاب) شروع می‌شود: تشخیص اینکه پسرش در دو سالگی به اوتیسم مبتلاست.

اسم این واقعیت تلخ، و حوادثی مشابه با آن از جمله جنگ، زلزله، مرگ عزیزان، بیماری‌های سخت، تجاوز و……… در طول کتاب می‌شود شکاف واقعیت.
و حالا آدمی می‌ماند و واقعیتی که شکاف برداشته است.

رسالت کتاب درست در همین جا است که شروع می‌شود. یعنی ایجاد آمادگی در فرد برای رویارویی با این شکاف.

آنچه در این کتاب برای من بسیار حائز اهمیت بود این است که:

در این کتاب به هیچ عنوان سعی در خوشبین نگاه کردن به حادثه‌ی تلخی که اتفاق افتاده است ندارد.

از تکرار کردن جملات مثبت یا مثبت‌اندیشی ساده‌لوحانه نیز بسیار بیزار است.

آنچه دکتر راس هریس در کتاب به آن پرداخته است نگاهی واقع‌بینانه به حادثه‌ی ناگواری است که از دل واقعیت دهان باز کرده و هر آن امکان دارد آدمی را ببلعد.

چاره‌ی کار هم در فرار و اجتناب، تکرار جملات مثبت، نگاه کردن به حادثه‌ی تلخ به عنوان یک موهبت و اموری از این قبیل نیست.

کتاب فصل به فصل درباره‌ی راهکارهای واقع‌بینانه‌ای بحث می‌کند، که ذهن خواننده را اقناع کرده و حتی ولع آدمی را برای امتحان کردن راهکارهایی که ارائه می‌دهد تحریک می‌کند.

یکی از مهم‌ترین آموزه‌هایی که در این کتاب وجود دارد، عبارت ذهن ‌آگاهی است. به عبارت ساده‌تر یعنی زندگی کردن در زمان حال.

زمانی که دکتر هریس متوجه مشکل تنها فرزندش شد، تنها زمانی توانست به زندگی عادی بازگردد که به زمان حالش آگاه شد و فعالیت‌های روزانه‌اش را از سر گرفت.

دکتر هریس برای بودن صرف در زمان حال سه مهارت اصلی را شرح می‌دهد.

اول: رابطه است که درگیر شدن با تجربه‌ی خود درزمان حال است به همراه پذیرش و کنجکاوی

دوم: جداسازی است. زمانی‌که فرد بجای ترکیب با افکارش از آنها فاصله می‌گیرد تا آنها تسلط‌شان را از دست بدهند.

سوم:  انبساط یا گشودگی است. که گشودن و ایجاد فضایی برای احساسات دردناک است.

برای هر سه دسته‌ای که مطرح می‌کند تمرینات مختلف و متنوعی در کتاب گفته می‌شود.

مهربانی با خود یا همان شفقت ورزی عنصر مهم دیگری است که به آدمی امکان زندگی در زمان حال را می‌دهد. چرا که آدم خودسرزنشگر یا دیگر سرزنشگر مدام در حال تنفر نسبت به خود یا نسبت به دیگران به سر می‌برد. و همین او را یا مدام در حسرت‌های گذشته نگاه می‌دارد یا در ترس‌های آینده غوطه‌ور می‌سازد.

در ادامه در مورد داستان“به اندازه‌ی کافی خوب نیست” صحبت می‌کند و با مثال‌های مختلف توضیح می‌دهد که و جود این داستان در زندگی آدم‌ها تا چه اندازه می‌تواند منشأ بسیاری از ناخشنودی‌های ما باشد.

موضوع دیگری که در کتاب مطرح می‌شود مبحث مربوط به ارزش‌ها است. که به عقیده‌ی دکتر هریس تمام لیست ارزش‌ها را می‌توان در سه عنوان کلی کنجاند. یعنی ارزش‌های ما در هر شکل و عنوانی که باشند در زیر یکی از این سه عنوان کلی گنجانده می‌شوند.

رابطه: روابطی که با هر چیز یا هر کس داریم.

توجه: توجهی که در روابط خرج می‌کنیم.

مشارکت: چطور برای بهبودی خر چه بیشتر روابطم می‌توانم کمک کننده باشم؟

از نظر دکتر هریس ارزش‌ها معنای زندگی افراد هستند و بعد تفاوت میان ارزش‌ها، اهداف و قوانین بررسی می‌شود. در کتاب تمرین‌هایی وجود دارد که ما را در یافتن ارزش‌های خود هدایت می‌کند.

مبحث تاب‌آوری در ادامه می‌آید.
در این مبحث یک فرمول برای تاب‌آوری ارائه می‌دهد:
در روبرو شدن نسبت به موقعیت‌های مشکل‌ساز چهار رویکرد وجود دارد.

اول: ترک آن موقعیت است.

دوم: ماندن در آن موقعیت و پذیرفت آنچه نمی‌شود تغییر داد و زندگی کردن با ارزشهای خود.

سوم: ماندن و تغییر دادن آنچه تغییرپذیر است.

چهارم: ماندن، دست از تلاش برداشتن و انجام کارهایی که موقعیت را بدتر می‌کنند.

وقتی به زندگی خودم و اکثر آدم‌هایی که می‌شناسم نگاه می‌کنم می‌بینم که ما یا در رویکرد اول و یا در رویکرد چهارم به سر می‌بریم. درست به همین خاطر است که یا در چنگال‌های افسردگی یا در وحشت اضطراب به سر می‌بریم.
که در کتاب به طور مفصل درباره‌ی این رویکرد صحبت می‌شود.

مفهوم دیگری که در کتاب درباره‌ی آن صحبت می‌شود هدف یابی است و راههای تعیین اهداف هوشمندانه را بیان می‌نماید

در ادامه به مفهوم خشم و بخشش می‌پردازد که من دو عبارت در بیان زیبای خشم را عیناً این جا نقل می‌کنم:
خشم: مانند در دست فشردن زغال داغ برای پرتاب کردن به روی شخصی دیگر است: بودیسم
خشم: مانند بلعیدن سم با این امید است که دیگری را بکشد: انجمن الکلی‌های گمنام.
و بعد به معنای خشم در رویکرد اکت می‌پردازد.

بخشش: هر آنچه را که هست قبل از آنکه اتفاق بدی رخ دهد، به خود اعطا کنیم

در آخر نویسنده به طرز زیبایی ذهن مخاطبش را به توجه و لذت بردن از مواهب زندگی، آگاه می‌سازد. بدون آنکه تلخی و رنج‌آور بودن شکاف واقعیت را نفی کند.

زندگی را به مثابه صحنه‌ی نمایشی فرض می‌کندکه غیر از موضوع شکاف، چیزهای زیاد دیگری هم در آن یافت می‌شود که اگر بخواهیم می‌توانیم آن‌ها را هم ببینیم و هم از آنچه داریم لذت ببریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز