از دنیای حسی،فکری و رفتاری زنان چه می‌دانیم؟ (زن نامه)

۳:۴۳ ب.ظ ۲۳/تیر/۱۳۹۹

 

وقتی در رحم مادر جنسیت‌ات مشخص می‌شود و تو هم مثل پدر و مادرت درمی‌یابی دختر هستی، به دنیایی از لطافت و عشق که در سلول‌هایت تزریق شده است فکر می‌کنی. دنیای تفاوت جنسیت در جامعه‌ی ما نسبت به گذشته، دیگر آنقدرها بی‌رحم نیست. قبل‌ترها اگر تقدیر تو به دختر بودن می‌افتاد سر پدر و مادرت از شدت تأسف و شرم در یقه فرو می‌رفت، مثل آن بود که خطایی نابخشودنی را مرتکب شده باشند. پسردار شدن باعث سربلندی بین دوست و آشنا می‌‌شد و دختر دار بودن مثل تف سربالایی بود که هر چقدر هم قرار بود سربالا برود آخرش با جاذبه‌ی زمین به صورت خود والدین برمی‌گشت. اما الان روزگار بر مداری دیگر می‌چرخد. گر چه طبق آئین و عرف‌ مرسومی که رواج دارد تفاوت‌ها در خیلی از مکان‌ها و خانواده‌ها به قوت خودشان باقی هستند، اما حداقل دختردار شدن دیگر مایه‌ی سرافکندگی نیست. الان خیلی از پدرها و مادرها از شنیدن خبر دختردار شدن حظّ می‌برند، دلایل زیادی هم برای شادمانی دارند، مثلاً این‌که: دختر دلسوز و غم‌خوار پدر و مادر است، این دختر است که در زمانه‌ی الان بیشتر به درد پیری و کوری می‌خورد، دختر است که جهانی لطافت و عشق دارد، مهربانی و فداکاری از آنِ اوست، اوست که قدرت دارد تا یک نسلی را خوب یا بد پرورش دهد، گرداننده و چراغ خانه قرار است او باشد، اگر او در خانه نباشد کارها و مدیریت خانه لنگ خواهد ماند، مراقبت کننده‎‌ی اصیلی است که اصلاً از ابتدا این خصیصه در او به ودیعه نهاده شده است، سنگ صبور بودن برازنده‌ی اوست، توان تحمل سختی‌ها را دارد و از پس‌اش برمی‌آید، مادر که بشود تازه می‌فهمد زن بودن چه موهبتیست؟ در کنار تمام این توانمندی‌های ریز و درشت، اوست که مظهر زیبایی و لطافت است و تازه چقدر هم بایدحواسش باشد که این دو ویژگی در زندگی‌اش پیوسته باقی بمانند، این زن است که مایه‌ی آسایش‌خاطرِ مرد را همه‌جوره فراهم می‌کند، با پیشرفت‌های امروزه توان پیشرفت‌های علمی یا هنری را هم دارد و می‌تواند شغل درخوری هم بیابد.

تمام این‌ها را گفتم تا بدانی الان جایت خوب است، همین‌که پایت را در این وادی بگذاری انتظارات زیادی بر روی شانه‌هایت گذاشته می‌شود که در زیر سنگینی آن له می‌شوی و پیوسته باید دستی در کار مرمت دوباره و بازسازی هزارباره‌ات داشته باشی تا به بتوانی به زندگی ادامه دهی. همه را می‌گویم تا آگاهانه درک کنی زن بودن فقط یک جنسیت خشک و خالی نیست که باتغییر روزگار یا افزایش آگاهی بشود خوشحال یا ناراحت شد. زن بودن یک مهارت است، یک هنر است، رنج‌های مضاعف است، انتظارات بی‌نهایت است، بار سنگینی است که طبیعت تو برایت می‌آورد و توسط محیط اطراف این بار سنگین مدام و مدام در طی زمان سنگین‌تر می‌شود. این را می‌گویم تا بدانی قوی بودن به تراکم استخوان و ماهیچه‌ای بودن عضلات و ریش و سبیل درآوردن نیست، تو باید بدانی که تراکم استخوان‌بندی روحت آنقدر قویست که تحمل زائیدن می‌یابی و خلق می‌کنی، پس پُر بی‌راه هم نخواهد بود که از طبیعت آفریننده‌ی تو پی‌در‌پی انتظار زایش‌های بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر برود. گاه توقعات معجزه‌گونه‌ای که یک نفر بتواند زن باشد، همسر باشد، مادر باشد، به تمام کارهای خانه رسیدگی کند، شغل داشته باشد، دغدغه‌ی توسعه‌ی فردی داشته باشد، در کنار تمام این‌ها به مواظبت از زنانگی، لطافت، عشق و زیبایی‌اش هم بپردازد. از همه‌ی این‌ها هم که بگذرم حقیقت بدین منوال است که دوران کودکی‌ات تازه اگر شانس بیاوری و در خانواده‌ای که دختردوست باشند به دنیا بیایی، دست‌های نوازش‌گر بر روی سر و صورت کودکی‌ات خواهد نشست اما به امید آن‌که بازگرداندن نوازش‌ها‌ی بیشتری در زمان تنهایی و پیری‌شان حواله‌ی آن‌ها کنی. در نوجوانی‌ات غلیان هورمون‌ها و احساسات وحشیانه است که تو را به بند می‌کشد. هر ماه این طغیان هورمونی شکل می‌گیرد و به تو یادآوری می‌کند، آماده باش که تو توان همسری و مادری را پیدا کرده‌ای. بیا این هم نشانه‌اش. یا زنجیر پاره می‌کنی و پرخاشگری با کف‌های به دهان آمده‌ات بیرون می‌ریزد، یا در لاک خودت فرو می‌روی و دریک گوشه پاهایت را بغل می‌گیری و آهسته اشک می‌ریزی، گاه از بغلی به بغل دیگر برای یافتن مهری دریغ شده جابجا می‌شوی، و… طغیان این ماهت که رد شد تغییر حالت می‌دهی و چشم‌هایت در کار خودت راست می‌ماند. این سیر طغیانگر هر ماه ادامه می‌یابد تا تو به گرگرفتگی‌های شبانه‌روزی یائسگی‌ات برسی و رنج توأمان جسمی و روحی دیگری را تجربه کنی. جوان که می‌شوی شوهر داشتن دغدغه‌ای می‌شود که حتی اهل محل هم به تلاطم می‌افتند تا دنبال یک فرد مناسب برای تو بگردند. اگر بخت درِ خانه‌ات را بزند و فرد حسابی گیرت بیاید تازه اول یک مسئولیت عمده و همیشگی‌است. می‌دانی زن بودن در جامعه‌ای که ما در آن به‌دنیا می‌آییم به یک ابرانسان احتیاج دارد و شاید به همین خاطر باشد که زنان جامعه‌ی من در سراسر دنیا به ابر قهرمان تبدیل شده‌اند.
به یک قورمه سبزی ساده فکر کن. سبزی‌ها را با هزار وسواس انتخاب کنی. همه را یک دست پاک کنی. طی مراحلی مخصوص خودت بشویی. بعد خرد کنی تا در یک چشم‌ بر هم زدن خیک‌شان را پر کنند و با یک ممنون سر وته قضیه را هم بیاورند و بعد از مدتی تمام این آداب روزانه بشود وظیفه‌ات. حال همین سبزی‌ها را مثلاًاگر به یک زن آمریکایی بدهند شرط می‌بندم همه را روانه‌ی سطل زباله کرده و همان همبرگر خودش را در آنی سرخ کند. آن هم شبی که نوبت آماده کردن غذا توسط او باشد. مادر هم که بشوی مسئولیتی ابدی می‌یابی که این ضرب‌المثل باربط و بی‌ربط در جلوی چشمانت به میخ کشیده می‌شود: “سگ بشی،مادر نشی.” وظایف همسرداری ، خانه داری و شغل‌داری در کناری و وظایف مادری هم به کناری از شیر دادن و غذاخور کردن و شب بیداری گرفته تا مواظب رفتار خودت بودن و وقت گذراندن با بچه و هزار کار دیگر. حال اگر دغدغه‌هایی برای رشد شخصی هم که از اول با تو بوده است و خواسته باشی به آن‌هم سر و سامان بدهی و پی‌اش را بگیری تازه اگر وقت کنی و مسائل روزمره بگذارد خودش دنیای دیگریست.

این را که می‌گویم خوب مجسم کن: یک کوه ظرف نشسته که فرصت نداشته‌ای بشویی، در زمانی قرار گرفته‌ای که وقت طغیان هورمون‌ها‌یت است و از لحاظ خلقی و جسمی به هم ریخته شده‌ای، میز کارت پر از پروژه‌های نصفه و نیمه است از کتاب‌های نخوانده تا… و فکر می‌کنی دنیا منتظر تو نخواهد ماند تا به او برسی بلکه پیشرفت‌هایش را خواهد کرد و تو چه بخواهی و چه نخواهی عقب می‌مانی، بعد از یک بحث مفصل با همسر فکر می‌کنی باید برای نگهداری وغنی‌کردن رابطه، فکری اساسی کنی، امروز پسر یا دخترت از دنده‌ی چپ برخاسته و بی‌قرار است، نشخوارهای فکری و اضطراب‌های درونی‌ات دوباره قوت گرفته‌اند و تو را از پای درآورده‌اند، و تو ناچاری که در عین عشق و لطیف بودن و زنانگی همه چیز را با هم هماهنگ کنی، به کارهای خانه برسی، تمیز کاری کنی، غذا بپزی، احساسات لجام گسیخته‌ات را کنترل کنی، در حالی که به دغدغه‌ها و توسعه‌های فردی‌ات فکر می‌کنی و برایشان برنامه می‌ریزی، به صورت فرزندت لبخند بپاشی.
حال انتخاب با توست می‌توانی همه را به جان بخری و قدم بر چشم دنیا بگذاری و بیایی، می‌توانی همان‌جا در آرامش مطلق بمانی چون زن بودن نه تنها فقط جنسیت نیست، بلکه علاوه بر ماهر و هنرمند بودن، بی‌اندازه طاقت‌فرسات.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز