ارزش‌ها در زندگی به ما چه می‌گویند؟ قسمت چهارم

۹:۳۳ ق.ظ ۰۵/مرداد/۱۳۹۹

بررسی میزان اعتدال ارزش‌ها در زندگی با استفاده از پیوستار
وقتی ارزش‌های لیست شده روبرویت قرار می‌گیرد، وقت آن رسیده است که نگاهی به هر یک از آن‌ها بیندازی و شدت هر کدام را بسنجی. این سنجش به تو کمک خواهد کرد که به ارزش‌هایی که در زندگی‌ات آلرژی پیدا کرده‌ای دست بیابی و ببینی بعضی از قواعدی که برای خودت در نظر گرفته‌ای از حد اعتدال خارج شده و خشک و انعطاف ناپذیر به نظر می‌آیند. بیا با مثالی قضیه را بهتر بررسی کنیم.
فرض بر این است که یکی از قواعد اساسی من در زندگی نظم باشد. تا وقتی‌که این ارزش در حد اعتدال باشد خیلی هم عالیست. مشکل، درست از وقتی شروع می‌شود که من نسبت به قاعده‌ی نظم در زندگی‌ شخصی یا خانوادگی‌ام حساسیت پیدا می‌کنم. می‌خواهم هر کاری انجام بدهم اول باید خیالم از بابت وجود نظم در همه‌ی خانه راحت باشد تا شروع کنم. مثلاً میز کارم تمیز و با نظم باشد. کتاب‌هایم طبق استانداردهای خودم چیده شده باشد. رختخوابم به شیوه‌ی درست از دید خودم مرتب شده باشد. مدادها و خودکارهایم به ترتیب در قلمدان قرار گرفته باشند. روی میز کارم اثری از لکه یا گردوخاک نباشد. تازه این موارد و امثال آن‌ها برای وقتی مطرح است که من یک زندگی شخصی و مجرد داشته باشم. در صورت وجود حساسیت حساب زندگی مشترک به‌گونه‌ای سخت‌تر و غیرقابل‌تحمل‌تر خواهد بود که به آن هم خواهیم رسید.
نظام ارزش‌ها یکی از موارد مهمی است که با شخصیت منحصربه‌فرد هر کس رابطه‌ای دوسویه می‌یابد. دوسویه را از این جهت می‌گویم که ما به سبب شخصیت یگانه‌ای که در طول زمان و به‌تدریج در ما شکل گرفته است قواعد زندگی منحصربه خودمان را برمی‌گزینیم و به آن اعتقاد داریم و سعی‌مان بر آن است که در زندگی بر اساس ارزش‌های انتخابی خودمان پیش برویم. از جهت دیگر ارزش‌هایی که انتخاب کرده‌ایم، چند‌وچون و کیفیت آن‌ها یا به قولی افراط یا تفریط در هر یک از قواعد انتخابی‌مان می‌تواند در شکل وشمایل شخصیت‌مان تأثیر بسزایی داشته باشد تا آن‌جا که در صورت خارج شدن از حدّ تعادل حتی باعث ایجاد آسیب‌هایی گردد که از آن به اختلالات شخصیت یاد می‌شود. نمی‌خواهم وارد بحث درباره‌ی اختلالات شخصیت بشوم. این را ذکر کردم که به اهمیت ارزش‌ها و اعتدال آن‌ها در زندگی اشاره کنم. حال بیا با روشی ساده ببینیم ارزش‌های انتخابی ما تا چه میزان از تعادل برخوردارند؟ آیا تمام ارزش‌های انتخابی ما ارزش‌هایی متعادل‌اند یا قوانینی خشک و انعطاف ناپذیر؟ موضوع ساده است. لیست ارزش‌ها را روبروی چشم‌هایت قرار بده. هر ارزش را با صدای بلند بخوان. به ردّپای آن ارزش در زندگی‌ات خوب دقت کن. ببین برای تو آرامش به همراه آورده است یا سخت با خودت درگیر می‌شوی تا آن ارزش را بی‌عیب و نقص در زندگی‌ات پیاده کنی؟ مثل همان قاعده‌ی نظم که مثال آوردم. حال هر ارزشی را که با صدای بلند می‌خوانی و مصداق آن را در جای‌جای زندگی‌ات بررسی می‌کنی در همان حین آن ارزش را روی این پیوستار پیاده کن و به خودت بگو از ۰ تا ۱۰۰ به اهمیت این ارزش در زندگی‌ات چند می‌دهی؟
قاعده‌ی نظم: ۱۰۰………………………………………۵۰……………………………………………… ۰
عدد ۰: یعنی شما اصلا به این ارزش اهمیتی نمی‌دهی و در زندگی شما نقشی ندارد. با توجه به این‌که قاعده‌ای که روی پیوستار می‌آوری جزو نظام ارزش‌های توست پس ارزشمند است و هیچ‌زمان عدد ۰ نمی‌گیرد.
عدد ۱۰۰: یعنی تا بالاترین حد نهایت، این قاعده برای شما بااهمیت است. درواقع همه‌جا و در هر حالت در ذهن شما در حال رژه رفتن خواهد بود. و این یعنی نهایت حساسیت و ایجاد اخلال.
پرواضح است که هر چه از میانگین به سمت عدد ۱۰۰ حرکت کنی میزان اهمیت آن ارزش در زندگی شما پررنگ‌تر خواهد شد. اما از جایی به بعد که معمولاً از عدد ۷۵ به بعد در نظر گرفته می‌شود اهمیت داشتن، جایش را به آلرژی نسبت به آن قاعده می‌دهد.
برای وضوح مطلب مثالی می‌آورم: کسی را در نظر بگیر که تنهایی جزو نظام ارزش‌های اوست. حال اگر این فرد در این قاعده مثلا عدد ۹۵ را به خود بدهد عملا یک فرد منزوی به حساب می‌آید. ولی ممکن است او خودش عاشق تنهایی باشد و نه تنها بدش نیاید بلکه لذت هم ببرد. یعنی این قاعده در او از حد اعتدال خارج شده است. پس میلی به مکان‌ها و جاهای شلوغ ندارد. اصلا از شلوغی و سر وصدا فراریست. شغل انفرادی را ترجیح می‌دهد. از رابطه‌گرفتن اجتناب می‌کند. از لحاظ عاطفی فرد سردی است که دلیل چندانی برای درگیری عاطفی در خود نمی‌یابد. حال کم‌کم واضح می‌شود که چنین فردی با این حساسیت نسبت به این ارزش امکان آن را دارد که در دسته‌ی افراد مبتلا به اختلال شخصیت قرار بگیرد. که البته ارزش‌های انتخابی همین فرد می‌تواند معلول خود شخصیت‌اش باشد و باز علتی که ساختار بیمارگونه‌ی شخصیت‌اش را تداوم ببخشد و چرخه‌ی معیوب ادامه بیابد.
فکر می‌کنم، لزوم بررسی و پی بردن به میزان اهمیت تک‌تک ارزش‌ها در زندگی‌ات مشخص باشد. و حتی می‌تواند گریز ساده‌ای باشد مبنی بر اینکه از خودت بپرسی: “آیا تمام ارزش‌های من در راستای سلامت و پیشبرد زندگی‌ام قدم برمی‌دارند یا مانع از حرکتم شده‌اند و مدام مرا به درجا زدن و آشفتگی تشویق می‌کنند؟”
از ارزش‌های زندگی‌ات و میزان اهمیت‌شان برایم بنویس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز