رقابت یا رفاقت؟

۱۲:۱۷ ب.ظ ۱۷/تیر/۱۴۰۰

تا دوم دبیرستان، مدرسه بیشتر حالتی از انزجار و اضطراب برایم به همراه داشت تا شور و نشاط. آنچه از نظام آموزشی نسل خودم به یاد دارم مقایسه‌های ناعادلانه‌ای بود که باعث می‌شد دانش‌آموزان برای بیست و پنج صدم بالا و پایین گریه سر دهند یا به خاطر گرفتنِ نمره‌ی بیست، خود را به آب و آتش بزنند. عدد بیست نماینده‌ی موفقیت کامل و جام طلای برنده شده به حساب می‌آمد. از آن طرف یکی از مهم‌ترین روش‌های پدر و مادرها مقایسه‌هایی بود که میان فرزندشان با دیگر دوستان و همکلاسی‌هایش ترتیب می‌دادند و فرزندشان را با القابی چون تنبل، بی‌عرضه، حیف‌ نون و…. آسیاب می‌کردند تا شاید رگ غیرتش بجنبد و نمره‌های بیست را پشت سر هم ردیف بیاورد و پدر و مادرش را از اشتباه برهاند. رقابتی ناسالم و مرسوم در نظام آموزشی و خانوادگی که کماکان نیز ادامه دارد. رقابتی که رفته‌رفته دیگرانِ برنده را در مقابل و در جبهه‌ی دشمن قرار می‌داد و چنان از چشم‌شان می‌انداخت که گاه صمیمی‌ترین روابط دوستانه را هم به تیرگی می‌کشاند. وقتی رشته‌ی علوم انسانی را برگزیدم ورق برگشت. یعنی خودم ورق را به گونه‌ای برگرداندم که این‌بار برنده‌ی میدان باشم. حسابی درس می‌خواندم. اما هنوز رقابت منفورترین کاری بود که دلم نمی‌خواست به خاطر آن قدم از قدم بر دارم. خودِ خواندن، نفسِ خواندن برایم لذت‌بخش شد. در آن سه سال دبیرستان شاگرد اول کلاس بودم اما روابطم با تک‌تک همکلاسی‌هایم فارغ از زرنگ یا تنبل بودن‌شان عالی بود. آنچه آن سال‌ها را هنوز در خاطرم به عنوان خاطره‌ای خوش و بهترین سال‌های تحصیلم تداعی می‌کند، رفاقت تنگاتنگی بود که با تمام همکلاسی‌ها داشتم. بدون آن‌که به نمره و رقابت فکر کنم نهایت تلاشم را می‌کردم. صمیمی‌ترین دوستانم را هم از همان دوره دارم. گذشت تا دوره‌ی کارشناسی ارشد در دانشگاه اصفهان که همان خاطرات قبل از دوم دبیرستان را به یادم آورد. در این دوران نیز بعضی از همکلاسی‌های به اصطلاح بالغ هم‌چنان گرفتار همان رفتار کودکانه مانده بودند. همان رفتاری که حاضر بودند برای بیست و پنج صدم بالا و پایین گرفتن همدیگر را له کنند و گامی بالاتر بگذارند. بعدتر وقتی شاغل شدم دیدم این نوع رقابت و پیشرفت کردن در محل کار هم به وضوح دیده می‌شود. همکاری پشت سر همکار دیگری می‌زد و رودررو قربان صدقه‌اش می‌رفت. همکار دیگری برای رقابت با سایرین و دویدن بر پل‌های نردبان ترقی ریش و پشمی می‌گذاشت و تسبیحی دست می‌گرفت اما نگاهش، شیطنت درونش را لو می‌داد و ده‌ها نمونه‌‌ی دیگر از این دست. رفتار ناخوشایندی که از کودکی در فرد نفوذ یافته بود تا در طی رشد به هر ریسمانی چنگ بیندازد و نشان دهد رقابت را برده است.
حالا وقتی به موضوع رقابت فکر می‌کنم آن را نفی نمی‌کنم. می‌دانم که رقابت یک عامل رشد دهنده است. مفهومی که کمک می‌کند بهترینِ خودمان باشیم اما… اما نه به هر قیمتی! رقابت می‌تواند وجود داشته باشد و از آن سود هم ببریم ولی باید ببینیم مزیت‌های رقابتی سالم کدامند؟ مثلاً در این عادت‌های خواب و بیداری مخربی که مردم عصر ما به آن دچارند، زود خوابیدن و بیدار شدن قبل از طلوع خورشید یک مزیت رقابتی فوق‌العاده است، در ضمنِ اینکه هیچ آسیبی هم به دیگران نمی‌رساند. یا مثلاً تشویق دیگر همکاران و جملات تحسین برانگیز، کار و کاسبی‌مان را کساد نخواهد کرد بلکه به آن رونق خواهید بخشید چرا که در عین یادگیری از دیگران در حوزه‌ی کاری خودمان می‌توانیم آغازگر روابط خوشایندی باشیم که در جهت پیشرفت کاری و شخصی از آن بهره جوییم. رقابت‌جویی اصل رشد دهنده‌ای است، اما باید مدام این سؤال را در ذهن خود تکرار کنیم که در حال حاضر رقابت‌مان چقدر سالم است؟ در حال رقابت با چه کسی هستیم و چرا؟ به نظر می‌رسد سازنده‌ترین رقیب هر فرد می‌تواند خودش باشد نه دیگری. هر چقدر از عادتهای مخرب خود فاصله بگیریم، هر چقدر روش‌ها و مهارت‌های درست و مؤثر را بیاموزیم، هر چقدر بیشتر تلاش کنیم، خواه ناخواه انسان بهتری نسبت به دیروز خودمان خواهیم شد و این یعنی رشد. منظور این نیست که نسبت به بازار کار خود و شناخت آن بی‌اعتنا باشیم. اما مقایسه‌های نابرابر بین خود و دیگران نه تنها باعث پیشرفت‌مان نخواهد شد بلکه گاهاً دلسرد و ناامیدمان می‌کند و یا چه بسا برای زود رسیدن ناچار به چنگ انداختن به همان عادات مخرب گذشته شویم. پس به رقابتی نیازمندیم که سبب اعتلای انسانیت‌مان بشود نه سبب سقوط آن. رقابت سالمی با خودِ خودمان.
فارغ از رقابت آنچه واقعاً چه در بازار کار و چه در زندگی شخصی به آن محتاجیم رابطه‌هایی است که در آن جرقه‌ی رفاقت‌های ماندگار زده شود. رفاقت‌هایی برنده ـ برنده که افراد از دیدن پیشرفت یکدیگر لذت ببرند و چه بسا در قالب یک تیم حمایت کننده باعث رشد و تعالی هر چه بیشتر یکدیگر شوند. به نظر می‌رسد رقابت سازنده با خوداست که می‌تواند پل محکمی بسازد برای رفاقت‌های پایدار.

4 پاسخ به “رقابت یا رفاقت؟”

  1. Avatar هداخیرمند گفت:

    عالی نوشتی مرجان عزیز.
    روابط خوب در مدرسه مهمترین عامل موفقیت هست

  2. Avatar اباصالح عسکرپور گفت:

    این نکته واقعا خیلی مهمه و خیلی خوب شد که بهش اشاره کردید و از ریشۀ این رفتار گفتید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز