یادداشت‌های روزانه

  • قدرت کلمات

    در خواب دیدم سرتاسر جهان هستی را یک انسان اشغال کرده بود. دراز کشیده بود و چنان گسترده بود که هر چه نگاه می‌کردی عظمتش انتها نداشت. انسانی که می‌دانستم انسان است اما شبیه انسان اینجایی نبود. نگاهش که می‌کردم ریخت انسانی نامحدود داشت ولی صورت وتن و بدنش خاک تیره‌ی حاصلخیزی بود که کرت‌بندی‌های […]

  • خرده شیشه‌دار‌ها

    بعضی از آدم‌ها  فلزشان خراب است. هر‌قدر هم که بالا و پایین بروند غیر از ناجنسی صفت درخوری برای تعریفشان نمی‌یابم. دراین‌باره بسیار فکر کرده‌ام. بعضی از افرادی را که با این صفت می‌شناسم، هر چه کرده‌ام نتوانسته‌ام به تعبیری از بیماری روحی یا روانی ربط‌شان بدهم. همه‌چیزشان برجاست. خوب می‌خورند، خوب می‌خوابند، تخلیه‌ی هیجانی […]

  • پاندول ساعت

    هر چقدر شرم‌آور گاهی خوب است آدم با خودش صادق باشد. خیلی مهم نیست که مشاوره‌ی خانواده خوانده باشی و ده سال در این زمینه کار کرده باشی. مثال معروف را به یاد می‌آورم: “کوزه‌گر از کوزه شکسته آب می‌خوره”. مثل پاندول ساعت می‌مانم. پنجاه درصدم به سمت راست می‌رود. پنجاه درصدم به سمت چپ. […]

  • کودکی و یادداشت‌های روزانه

    دیروز بعد از مدت‌ها از خانه بیرون زدم. به خانه‌ی خاله نرگس می‌رفتم. تنها خاله‌ای که از میان چهار خاله‌ی دیگر با او احساس راحتی و صمیمیت می‌کنم. تا صبح از هر دری حرف زدیم. از خاطرات کودکی او. از جنگی که آنها را از جنوب آلاخون والاخون کرده بود. از رنج‌های گذشته. گذشته! چه […]

  • معنای زندگی

    معنای زندگی از زمره موضوعاتی است که همه در طول زندگی‌شان به دنبالش می‌دوند. براستی معنای زندگی چیست؟ از وقتی یاد گرفتم درباره‌ی فکرهایم فکر کنم، یافتن معنایی برای زندگی دغدغه‌ام بوده است. در زندگی‌های بسیاری دقیق شده‌ام. اندیشه‌های آ دم‌های زیادی را بالا و پایین کرده‌ام. دستِ آخر به این نتیجه رسیدم که معنای […]

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز