نامه‌ها

  • نامه‌ای به احساس

    درباره‌‌ی تو و از تو نوشتن برایم کمی سخت است. تو همیشه در من زبانه کشیده‌ای، و من به عناوین و بهانه‌های مختلف از تو سرباز زده‌ام. نه این که فکر کنی دوستت نداشته‌ام یا برایم مهم نبوده‌ای. اتفاقاً مهم‌تر از آنی بودی که حتی در فکرت بگنجد. روزگار جبری من در طول زندگانی کودکانه، […]

  • نامه‌ای از زبان طناب دار

    می‌خواهم از خودم برایت بگویم. سخت جانم. اما جانم به درآمده است. دنباله‌ی اسمم عناوین مختلفی می‌آید. و با هر عنوان کاربردهای متفاوتی می‌یابم. هر کاربردی صداهای گوناگون ماندگاری را در من نهادینه می‌کند. گاه خنده‌ی دخترکان و پسرکانی در من فرو می‌رود که با هر بار تاب خوردن، هیجان در درونشان به جوش می‌آید […]

  • نامه‌ای به صادق هدایت

    می‌دانی، در بین نویسنده‌هایی که از آن‌ها آثاری خوانده‌ام هستند کسانی‌که تمامی آثارشان را خوانده باشم اما می‌توانم بگویم که انتخاب اکثر آن‌ها از سر آگاهی و در سنی بوده است که تقریباً نسبت به انتخاب نوشته‌هایشان هشیار بوده‌ام. این اولین بار است که می‌خواهم برای نویسنده‌ای نامه بنویسم. من تو را برگزیدم. نه به […]

  • نامه به خودم

    تو مجنونی. خیلی وقت است که متوجه شده‌ام. اما نخواسته‌ام به رویت بیاورم. تو مجنونی. امانه از آن مجنون‌هایی که در ادبیات مان ماندگار شده‌اند.تو مجنونی از نوع خودت. مجنون کسی یا چیزی نیستی. در خودت فرو رفته‌ای و باقی‌مانده‌ای. برای همین هم هسj که دچار جنونی روان‌سوز شده‌ای. نه تقصیر تو نیست. نمی‌خواهم مثل […]

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز